اشارهاي به كرم شبتاب دارد، ولي خيلي مختصر. در واقع چيزي دراين باره نميدانيم...))1
12. فيزيولوژي و جنينشناسي. عقايد دانته درمورد فيزيولوژي در كتاب
بزم و در فصل 25 برزخ بيان شده است. در آن فصل در عين حال عقايدي را درباب تولد و رشد جسم و روح انسان بيان ميكند. از آنجا كه در مجلدات پيشين تاحدي از روانشناسي (به مفهوم قديمش علمالنفس) غفلت كردهام، بدون نظري اجمالي به گذشته نميتوان در مورد عقايد دانته سخن گفت.
جنبهٴ فقهي جنينشناسي مستلزم فرضياتي درمورد ابتداي پيدايش روح در هر موجودي بود.
سه نظريهٴ عمده عبارت بود از: 1) صدوري، 2) آفرينشي، 3) تكاثري. بنابر نظر اول، همهٴ ارواح در ابتدا خلق شدهاند و در خزانهاي محفوظاند و در وقت آبستني يا بعد از آن به اجساد تازه ((صادر)) ميشوند و در هنگام مرگ، آن جسم را ترك ميگويند و بهجاي پيشين خود در خزانه باز ميگردند. اوريگن (سوم ـ 1)، نمسيوس حمصي (چهارم ـ 2)، قديس كوريل (سيريل) اسكندراني (376 ـ 444)، مدافع اين نظريه بودند و قديس جروم (هيرونيموس، چهارم ـ 2) آن را رد كرد و در سدهٴ پنجم از ميان رفت. اين نظر بهآساني ميتوانست ملحدانه باشد، چون با تناسخ ناسازگار نبود.
نظريهٴ دوم، يعني آفرينشي، بهويژه در ميان آباي كليساي شرق رايج بود. براساس آن خداوند تنها جسم دو انسان را خلق كرد كه آدم و حوا بودند. جسم بقيهٴ مردم از والدينشان است، ولي خداوند براي هر كس روحي خاص ميآفريند. اين نظريه، پساز آنكه با روانشناسي ارسطو سازگار شد، مورد قبول اكثريت علماي مسيحي سدههاي ميانه قرار گرفت، از جمله قديس توما.
از اين لحاظ دانته از كتابالنفس ارسطو (كه اغلب از آن نقل قول كرده) و قديس توما پيروي كرده است.
نظريهٴ سوم، يعني تكاثري، برآن است كه روح انسان با رشد بدن انسان رشد و نمو ميكند.
اين نظريه را در آغاز آباي كليساي لاتيني از قبيل ترتوليان (حدود 160 ـ حدود 230) و بعداً قديس اوگوستين (پنجم ـ 1) مطرح كردند. به عقيده اوگوستين، جنين در ماه دوم داراي روح و در ماه چهارم داراي جنسيت ميشود. نظريهٴ تكاثري، پس از آنكه قرنها تحتالشعاع نظريهٴ آفرينشي قرار گرفت ـ كه با دين سازگارتر به نظر ميرسيد ـ دوباره با جانشين شدن آيين اوگوستيني بهجاي تومايي، بهويژه در دورهٴ اصلاح مذهبي جان گرفت. ابن رشد معتقد به نظريهٴ تكاثري بود (Averrois دانته) و امكان دارد عبارت ((آنكه داناتر از توست)) در دوزخ (25: 63) اشاره به او (يا ارسطو؟) باشد.